شقایق
عشق
عاشق و مجنونت شدم نخونده مهمونت شدم کلی پریشونت شدم اما بازم نیومدی آفتاب و بارونت شدم اشکای غلطونت شدم عطر گلابدونت شدم اما بازم نیومدی ماه تو ایونت شدم خراب و ویرونت شدم گل گلستونت شدم اما بازم نیومدی لبای خندونت شدم نزدیکتر از جونت شدم رگت شدم، خونت شدم اما بازم نیومدی خادم و دربونت شدم اسیر و زندونت شدم یه جوری مدیونت شدم اما بازم نیومدی تو سختی آسونت شدم تو دردها درمونت شدم ناجی پنهونت شدم اما بازم نیومدی شعرای ارزونت شدم عمری غزل خونت شدم تسلیم قانونت شدم اما بازم نیومدی کشته ی مژگونت شدم هلاک چشمونت شدم رفتم و قربونت شدم اما بازم نیومدی یا اگه پا میذاشت آدمو تنها نمیذاشت یا اگه تنها میذاشت رد پاشو تو دل آدم جا نمیذاشت . . . كاش در محبت شك نبود تك سوار مهرباني تك نبود كاش در قابي كه بر جان و دل است وازه تلخ جدايي حك نبود . . . ز چشمت اگر چه دورم هنوز....پر از اوج و عشق و غرورم هنوز اگر غصه بارید از ماه و سال....به یاد گذشته صبورم هنوز شکستند اگر قاب یاد مرا.....دل شیشه دارم بلورم هنوز سفر چاره دردهایم نشد..... پر از فکر راه عبورم هنوز ستاره شدن کار سختی نیست.... گذشتم ولی غرق نورم هنوز پر از خاطرات قشنگ توام.....پر از یاد و شوق و مرورم هنوز ترا گم نکردم خودت گم شدی......من شیفته با تو جورم هنوز اگر جنگ با زندگی ساده نیست.....در این عرصه مردی جسورم هنوز اگر کوک ماهور با ما نساخت.....پر از نغمه پک و شورم هنوز قبول است عمر خوشی ها کم است.....ولی با توام پس صبورم هنوز تو دنیا هزارون گل رنگبارنگ باشه گل من فقط تویی.عشقت نشسته به جونم من هزار سال دیگه منتظر تو می مونم من برات هر شعری و با لب بسته می خونم دلامون پیش همه ؛این و دیگه خوب می دونم من به عشق پاکمون رو عهد و قولم می مونم منی که به عشق تو روز و به شب می رسونم من تموم خط ها شو با اشک چشمام می خونم تو گل یاسی و من خیلی باشم...یه گلدونم دل من دست بردار ، دیگه بسه انتظار دیگه اسمشو تو به یاد من نیار اون دیگه نمیاد ، عمرتو هدر نکن دل من ، دل من ، منو در به در نکن دل من ، غم تو واسه من خیلی تلخه می دونم تنهایی ، آخه تنهایی سخته دل من اگه ما عشقو از سر نگیریم یه روزی من و تو ، هر دو تنها می میریم دل من دیگه بسه آخه اون که می خوای تو دیگه نمیاد باید بدونی که یه روزی دوباره اون اگه بیاد اونوقت می بینی که اون دیگه حتی دلو نمی خواد دل من ، اینجوری ، آخه تنها می مونی يکي داشت و يکي نداشت! اوني که داشت من رو تو بودي و اوني که تو رو نداشت من بودم... يکي خواست و يکي نخواست! اوني که خواست با من بودن رو تو بودي و اوني که بي تو بودن رو نخواست من بودم... يکي گفت و يکي نگفت! اوني که گفت دوستت دارم تو بودي و اوني که دوستت دارم رو به هيشکي جز تو نگفت من بودم... يکي موند و يکي نموند! اوني که موند با من، تو بودي و اوني که بدون تو نمي تونست بمونه من بودم... يکي رفت و يکي نرفت! اوني که رفت توی قلب من، تو بودي و اوني که به خاطر تو توی قلب هيچ کس نرفت من بودم... قطار می رود تو می روی تمام ایستگاه می رود و من چقدر ساده ام که سال های سال در انتظار تو کنار این قطار رفته، ایستاده ام و هم چنان به نرده های ایستگاه رفته تکیه داده ام...... هیچ چیز بدنر از انتظار نیست ان هم زمانی که بدانی کسی در انتظارت نیست ولی باید انتظارش را بکشی... انتظاری که مثل ماندن در ایستگاه اتوبوس میماند ولی بی خبر از اینکه اتوبوس نمی اید !!! انتظار برای قطاری که هیچ وقت به مقصد نمیرسد و شاید انتظار تو برایم همین باشد شاید رفتن به جاده ای بی انتها باشد و ترسم است که این جاده یکطرفه باشد آه خواستار مرگم انروز آنروز مرا چون برگ مرده تجسم کن که در فصل غریبی چون پاییز با رقص باد زمانه از درخت غم بر زمین کویر و تشنه بارون می افتد ، آه ترسم از ندیدن توست و برایت می گریم آه مهربانم من عاشقانه دوستت دارم ولی افسوس و صد افسوس که عشق های ماندگار رسیدنی نیست!!!... مثلا تا حالا آرزو كرده اید كفش دویست هزار تومانی بپوشید؟ دوست دارم من بیشتر یادتـــــــه!!! روزی توي جهنم همديگه رو مي بينيم تو به جرم اينكه قلب من و دزديدي منم براي اينكه خدا رو ول كردم تو رو پرستيدم در شيريني بوسه غرق بوديم كه ناگهان شوري اشك رابر لبانم احساس كردم و فهميدم كه اين بوسه ي جدايست *.*.*.*.*.* گاه يک لبخند آنقدر عميق ميشود که گريه ميکنم گاه يک نغمه آن قدر دست نيافتني است که با آن زندگي ميکنم گاه يک نگاه آن چنان سنگين است که چشمانم رهايش نميکنند گاه يک عشق آن قدر ماندگار است که فراموشش نميکنم دنيا را بد ساختند .......... کسي را که دوست داري تو را دوست ندارد کسي که تو را دوست دارد تو دوستش نمي داري اما کسي که تو دوسش داري و او هم دوستت دارد، به رسم و آيين هرگز به هم نمي رسيد و اين رنج است زندگي يعني اين............ نشستم گريه کردم ... واسه دل خودم ... واسه دل تو ... واسه غصه ي پاييز ... واسه تنهايي ميخک توي دفتر شعرم ... واسه سربلندي کاج تو زمستون ... واسه پروانه که سوخت ... واسه شمعي که اب شد تا از قطره هاش ياد بگيرند که سوختن يک طرفه هم ميتونه باش
اگه تنهایی بشه غم هزار ساله من
اگه رو لبهای ما سکوت بخواد خونه کنه
اگه این فاصله ها نخواد که زود تموم بشه
اگه عشق ادما تو این روزا رفتنیه
نمی دونم می تونی یه روز ازم جدا بشی؟
اگه نامه هام جوابش هنوزم خط خطیه
می دونم تو چشم تو من واسه تو خیلی کمم
ممكنه آرزوهاتون کوچکتر از این باشه!
ولیکن مطمئنم خواسته هاتون در حد این کودک نیست:
این چوپان كوچولو تو كوههای چهارمحال و بختیاری خیلی وقته این آرزو رو داره:
"داشتن یه جفت كفش سالم"
![]()


*.*.*.*.*.*
*.*.*.*.*.*
*.*.*.*.*.*. *
هر موقع خواستي از كسي جدا بشي يادت نره بهترين راه اينه كه بهش بگي براي هميشه خدانگهدار، شايد طرف مقابلت ناراحت بشه و قلبش بشكنه ولي بهتر از اينكه منتظر بمونه
***************
گفتمش بي تو چه ميبايد کرد ؟ عکس رخساره ي ماهش را داد .. گفتمش همدم شبهايم کو ؟ تاري اززلف سياهش راداد .. وقت رفتن همه روميبوسيد به من ازدور نگاهش راداد .. يادگاري به همه داد و به من... انتظار سرراهش را داد
*****************






